FarzanNayebgharib, ارسال کننده فرزان نایب غریب

فدراسیون وزنه برداری فعالیتی در بخش زنان ندارد

FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmailShare

در حالی که روز چهارشنبه ۳۱خرداد در خبرها آمده بود که دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری گفته لباس زنان وزنه‌برداری ایران توسط فدراسیون جهانی تایید شده و قرار است قعالیت بانوان ایران در وزنه‌برداری آغاز شود، فدراسیون وزنه‌برداری این خبر را رد کرده است.

رضا عباسپور، مدیر روابط عمومی فدراسیون وزنه‌برداری در واکنش به خبر آغاز فعالیت زنان ایرانی در رشته وزنه‌برداری به خبرگزاری میزان‌ گفته: «این خبر واقعیت ندارد و کسی هم که این مصاحبه را انجام داده دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری نیست.»

او گفته: «وقتی ما فعالیتی در بخش بانوان نداریم چگونه برای تایید لباس آنها اقدام کرده‌ایم؟ فعالیت در بخش بانوان در حیطه وظایف ما نیست و باید وزارت ورزش این اجازه را به ما بدهد. ضمن اینکه موازین شرعی هم در تصمیم‌گیری درباره فعالیت بانوان در وزنه‌برداری باید مدنظر قرار بگیرد.»

فردی به نام سید علی شاهرخی که به عنوان دبیر کمیته استعدادیابی فدراسیون وزنه‌برداری با خبرگزاری ایسنا مصاحبه کرده بود، گفته بود لباس بانوان ایران توسط فدراسیون جهانی وزنه‌برداری، تایید شده و با پیگیری‌های فدراسیون کشورم و طراحی لباس مناسب و باحجاب و موافقت فدراسیون جهانی، از امسال شاهد شروع فعالیت زنان ایرانی در این رشته خواهیم بود.

۳۱ فروردین امسال علی مرادی ، رییس فدراسیون وزنه برداری ایران از احیای وزنه‌برداری زنان خبر داده و گفته بود: «در این زمینه کلاس‌های مربی‌گری و داوری نیز برای بانوان برگزار شد و بی‌شک نخستین مدال طلای تاریخ المپیک بانوان را ورزش وزنه‌برداری کسب می‌کند.»

مهم‌ترین مشکل برای فعالیت زنان ایرانی در رشته وزنه برداری پوشش مخصوص این رشته است اما تاکنون زنان مسلمان از برخی کشورهای اسلامی مانند پاکستان و امارات متحده عربی در مسابقات جهانی وزنه‌برداری با لباس پوشیده شرکت کرده‌اند.

FarzanNayebgharib, ارسال کننده فرزان نایب غریب

>  اظهارات وکیل مدیران بازداشت شده کانال های تلگرامی که در اعتصاب غذا به سر می برند

PrintFriendly and PDFچاپ خبر

اظهارات وکیل مدیران بازداشت شده کانال های تلگرامی که در اعتصاب غذا به سر می برند

خبرگزاری هرانا – وکیل مدافع دو تن از مدیران بازداشت شده کانال های تلگرامی گفت که امید ما اول به خدا و بعد عدالت دستگاه قضا است؛ چون از نظر من این بچه ها بی گناه هستند و مواردی را که مطرح می کنند اتهام قانونی نیست و بیشتر اختلافات سیاسی است. این اختلافات به صلاح کشور نیست و باید حل شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جماران، سید علی مجتهدزاده در خصوص اعتصاب غذای مدیران بازداشت شده کانال های تلگرامی اظهار داشت: “من وکیل آقایان کشوری و باقری هستم و متأسفانه تا به حال دیداری با آنها نداشته ام و علی رغم پیگیری هایی که داشته ام تا به امروز اجازه ملاقات پیدا نکرده ام. از صحت و سقم قضیه مطلع نیستم ولی خانواده های آنها اعتصاب غذایشان را اعلام کرده اند. من با بحث اعتصاب غذا موافق نیستم که کسی که در زندان است و هزینه ای بر او تحمیل شده، هزینه مضاعفی هم در این ماه مبارک خودش تحمیل کند و شرایط جسمی او بیش از این آسیب ببیند؛ ولیخانواده های آنها  این قضیه را اعلام کرده اند”.

وکیل مدیران بازداشت شده کانال های تلگرامی با تأکید بر اینکه خبررسانی باعث ایجاد حساسیت می شود، افزود: “اگر خانواده های آنها در این مورد صحبت کنند بهتر است. من به عنوان وکیل آنها چون دسترسی نداشتم نمی توانم تأیید و یا تکذیب کنم. فکر می کنم از دیروز این اتفاق افتاده و چهار نفر از این افراد اعتصاب غذا کرده اند که من وکیل دو نفر از آنها هستم”.

وی در خصوص آخرین وضعیت این پرونده گفت: “وقت رسیدگی اواخر مرداد ماه تعیین شده که ان شاء الله نتیجه آن خیر باشد و یک حکم عادلانه برای این افراد صادر شود. امید ما اول به خدا و بعد عدالت دستگاه قضا است؛ چون از نظر من این بچه ها بی گناه هستند و مواردی را که مطرح می کنند اتهام قانونی نیست و بیشتر اختلافات سیاسی است. این اختلافات به صلاح کشور نیست و باید حل شود. ان شاء الله احکامی که صادر می شود باعث سوء استفاده جریان های خارجی نشود، زیرا این بچه هایی که من دیدم اتهامشان در ارتباط با دولت مستقر است؛ کسی که با دولت همکاری می کرده نمی تواند اقدام علیه امنیت ملی داشته باشد. یعنی شما نمی توانید دولت و حاکمیت را از همدیگر جدا کنید”.

مجتهدزاده تأکید کرد: “اینها بچه هایی نیستند که نظام و حاکمیت را قبول نداشته باشند و تا جایی که من خانواده های آنها را می شناسم نمی توانم قبول کنم که اقدامی علیه مصالح نظام انجام داده باشند. ممکن است اشتباهی شده باشد که باعث سوء برداشت شده ولی من به عنوان وکیل نمی توانم سوء نیت را قبول کنم. امید ما به خدا و بعد دستگاه قضایی است که یک حکم عادلانه برای این افراد بی گناه صادر شود”.

FarzanNayebgharib, ارسال کننده فرزان نایب غریب

خانهگزارش

حل معماهای پیچیده فیزیک در ایرانی‌ترین اتاق دانشگاه هاروارد

1″ class=“slider-pagination ng-scope swiper-pagination-clickable“ style=“box-sizing: border-box; position: relative; text-align: center; margin-right: -5px; margin-bottom: 5px; margin-left: 10px; padding: 0px; background-image: initial; background-position: initial; background-size: initial; background-repeat: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; display: inline-block; z-index: 10;“>

 دکتر کامران وفا در مراسم جایزه Breakthrough در سال ۲۰۱۷

 دکتر کامران وفا بیشترین تحقیقاتش را در زمینه نظریه ریسمان‌ها انجام داده. این نظریه توضیح قوانین بنیادین  فیزیک است

چهارشنبه, 21 ژوئن 2017شیما شهرابی

با وسواس خاصی سعی دارد در هنگام فارسی حرف زدن از کلمه‌های انگلیسی استفاده نکند. دیوار اتاقش مزین به  تابلوهای نستعلیق شعرهای سعدی و حافظ است و فرشی با طرح بیجاری کف اتاق را پوشانده است. پنجره‌های بزرگ اتاق رو به حیاط سبز و دراندشت «هاروارد» باز می‌شوند. اینجا اتاق دکتر کامران وفا، پژوهشگر و استاد فیزیک دانشگاه هاروارد است که درچهل سال گذشته بارها جایزه‌های مهمی به خاطر تحقیق و پژوهش و اثبات نظریه‌هایش در علم فیزیک به دست آورده است. از جایزه محققین جوان که بعد از دریافت دکترایش گرفته تا جایزه اسکار علم که همین امسال و به خاطر سال‌ها پژوهش و تحقیق در نظریه ریسمان‌ها به دست آورده. فهرست جوایز و افتخارات او آنقدر عریض و طویل است که خودش هم تمامی آن‌ها را به خاطر ندارد. 

 کامران وفا هفده سالگی راهی آمریکا می‌شود: «من در دبیرستان البرز تهران درس می‌خواندم که نقش مهمی در رشد علاقه من به ریاضی و علم داشت. ضمنا چون پدرم در آمریکا تحصیل کرده بود و با دیدی مثبت از دانشگاه‌های این‌جا صحبت می‌کرد از همان نوجوانی در فکرم این بود که من هم برای ادامه تحصیل به آمریکا می‌روم.»

 او آن زمان تصوری از سختی‌های زندگی مستقل دانشجویی نداشته: «وقتی وارد آمریکا شدم متوجه شدم زبانم آنقدر که تصور می‌کردم خوب نیست و نمی‌توانم به خوبی متوجه حرف‌های همکلاسی‌ها و اساتیدم در کلاس بشوم دوماهی طول کشید تا کم کم گوشم عادت کرد و توانستم متوجه شوم. از سوی دیگر تجربه زندگی مستقل نداشتم من که در خانه همه‌چیز برایم آماده بود باید خودم به همه چیز فکر می‌کردم به غذا، شستن لباس‌ها و… ام بالاخره بعد از یک سال همه چیز برایم جا افتاد. » اما موضوع تفاوت فرهنگی هم یکی از چالش‌های او بوده است: « تطبیق دادن خودم با شرایط فرهنگی این‌جا هم آسان نبود.  وقتی با یک نفر آشنا می‌شویم، هر بار با او رو به رو می‌شویم به گرمی سلام و احوالپرسی می‌کنیم اما در اینجا موضوع فرق می‌کرد ممکن است با شخصی آشنا شوی ولی فردای آن روز وقتی شخص را می‌بینی او طوری رفتار کند انگار تو را نمی‌شناسد. این بدان معنی نیست که او به شما علاقه ندارد اما آن‌ها دوستی خود را به طرق دیگر ابراز میکنند و در نتیجه برخوردهایشان برای من عجیب بود. موضوع دیگر این که در ایران دروس  برای ما انتخاب می‌شد و این‌جا وقتی قرار بود واحد درسی انتخاب کنم نمی‌دانستم چه درس‌هایی باید انتخاب کنم و نیاز به یک استاد داشتم که او برایم تصمیم بگیرد و بگوید چه بکن که بهتر باشد و من  اجرا کنم اما کم کم متوجه شدم اینجا باید خودمان تصمیم بگیریم و هرکسی خودش مسئول و نتیجه گیرنده کارها و تصمیم‌هایش است.»

 وقتی از او می‌پرسم چرا فیزیک؟ بلافاصله به روزهای کودکی برمی‌گردد: «نمی‌دانم این علاقه و کنجکاوی از کجا می‌آمد اما من از کودکی سوال‌هایی داشتم که به علم فیزیک مربوط می‌شد. مثلا همیشه برای من سوال بود که چطور ماه در آسمان ایستاده و فرود نمی‌آید. یا در مورد اجسام و ریاضی چرا ما فقط سه مفهوم طول، عرض و ارتفاع را داریم یعنی سه بعد داریم. این سوال‌های کودکی من بود که کنجکاوی ‌های من را در رابطه با فیزیک و ریاضی نشان می‌داد.»  او ابتدا قصد داشته دردو رشته مهندسی برق و اقتصاد تحصیل کند : «من به فیزیک و علم بیشتر علاقه داشتم اما به خاطر دید جامعه، در ذهنم نمی‌گنجید که دانشمند باشم و این شغل‌ام شود. به خاطر همین تصمیم داشتم در رشته مهندسی و اقتصاد درس بخوانم.» او برای خواندن رشته مهندسی وارد دانشگاه ام آی تی می‌شود اما متوجه می‌شود که نمی‌تواند از علاقه‌اش نسبت به علوم بگذرد: «تصمیم گرفتم دنبال علاقه‌ام بروم. خوشبختانه والدینم هم در این مورد از من پشتیبانی کردند و این شد که من لیسانس‌ام را در رشته ریاضی و فیزیک از دانشگاه ام آی تی گرفتم.»  و بعد دکترای‌اش را در رشته فیزیک از دانشگاه پرینستون می‌گیرد. بخاطر علاقه اش به ادبیات فارسی درپرینستون کلاس شعر فارسی برمی دارد و انجا بود که با همسرش افرین صدرالحفاظی که دانشجوی رشته مهندسی برق بود اشنا شد. برای فوق دکترا راهی هاروارد می‌شود، دانشگاهی که سال‌هاست در آن مشغول پژوهش و تدریس است. او بیشترین تحقیقاتش را در زمینه نظریه ریسمان‌ها انجام داده. این نظریه توضیح قوانین بنیادین فیزیک است: «نظریه ریسمان می‌گوید اگر ذرات رابه جای اینکه به صورت  نقطه ای درنظر بگیرید یک بعدی تصور کنید که حول یک منحنی مثل یک دایره قرار گرفته‌اند، تناقض‌هایی که بین نیروی گرانش و مکانیک کوانتمی وجود دارد از بین می‌رود. و این ریسمانی بودن جهان را نشان می‌دهد بعدها کشف کردیم که نه تنها ذرات یک بعدی می‌توانند باشند بلکه چند بعدی هم می‌توانند باشند. این تئوری یکی از چیزهایی که ثابت می‌کند این است که ابعاد جهان بیشتر از سه بعد است و ابعاد اضافه در یک فضای فشرده  قرار دارند. نظریه ریسمانها جوابگوی معماهای به وجود آمده در نظریه مکانیک کوانتومی و گرانش‌هاست.»  

یکی از نقاط عطف نظریه ریسمان‌ها را اما دکتر کامران وفا در دهه نود ارائه داده و هنوز هم از تعریف کردن آن به وجد می‌آید: «استیون هاوکینگ در دهه 70 ثابت کرد سیاه چاله ها خواص ترمودمیناک دارند اما نتوانست بگویدکه این حالت‌ها چه هستند فقط ثابت کرد خواص ترمودینامیک باید وجود داشته باشند. بیست سال بعد در اواسط دهه نود من و همکارم  نظریه او را از طریق نظریه ریسمان ثابت کردیم و خواص ترمودینامیک حالت میکروسکپی سیاهچاله‌ها را با یک سری محاسبات دقیق ریاضی به دست آوردیم.» همین موضوع باب آشنایی او و استیون هاوکینگ را باز می‌کند: «برای مدتی در دانشگاه هاروارد مهمان ما بود.» او و همسرش برای هاوکینگ یک مهمانی شام ایرانی ترنیب می‌دهد: «با ترکیب شام ایرانی و موسیقی ایرانی.» موقع صرف شام اما موضوع جالبی مطرح می‌شود: «همسرم از آقای هاوکینگ پرسید که تا حالا غذای ایرانی خورده و ایشان جواب عجیبی داد. گفت: نه تنها شام ایرانی خوردم بلکه به ایران هم سفر کرده‌ام  درست وقتی بیست و یک ساله بودم. سفر ایران آخرین سفر قبل از بیماری استیون هاوکینگ بوده و خاطره خوشی از آن‌جا داشت.» دلبستگی دکتر کامران وفا  به فرهنگ ایرانی را می‌توان از تمام وسایل داخل دفتر کارش متوجه شد، می‌گوید: «این‌ها نمایانگر دلتنگی برای فرهنگ ایرانی است. می‌خواستم خودم رابه یک نحوی به فرهنگ ایرانی وصل کنم و این وسایل یکی از راه‌های آن بود. زمانی که استاد دانشگاه شدم ازمن پرسیدند برای دفتر کارت چی می‌خواهی؟ گفتم: من چون ایرانی هستم، مایلم در دفتر کارم فرش ایرانی داشته باشم. این شدکه یک فرش با طرح بیجاری مزین دفتر کارم شد  که هنر ایرانی را یادآوری کند.»

معمولا سالی یک بار به ایران می‌رود، به بستگانش سر می‌زند و در دانشگاه‌های مختلف سخنرانی می‌کند: «بیشترین چیزی که در چند سال اخیر خوشحالم می‌کند پویایی دانشجویان ایرانی و سوال‌های علمی آن‌هاست.»  به او می‌گویم از شما به عنوان نابغه یا نخبه یاد می‌شود، احساس‌تان نسبت به این کلمت چیست؟ می‌خندد و می‌گوید:« من فکر می‌کنم هرکسی در نوع خودش نابغه است. درست است  افرادی مثل من در زمینه علم استعداد دارند و از عموم جامعه  در این زمینه قوی‌تر هستند چه بسا در بعضی زمینه‌ها خیلی ضعیف‌تر باشند. آنچه به من کمک کرده علاقه و پشتکار و حمایت خانواده است. چه پدر و مادرم و چه همسر و فرزندانم همیشه از من حمایت کرده‌اند و من هر چه جلو رفته‌ام به خاطر علاقه و ارضای حس کنجکاوی‌ام بوده. هدف من وصل کردن خود فناپذیرمان به جهان فناناپذیر است. برایم مهم است که  از این جهان بیشتر بفهمم و یک قدم رو به جلو بردارم.» او هر روز به مفاهیم بنیادین هستی فکر می‌کند درست در همین اتاق که پنجره‌هایش رو به حیاط سرسبز هاروارد باز می‌شود و فرشی با طرح بیجاری کف آن را پوشانده است…. 

۳۰ خرداد ۱۳۹۶

مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با همه‌پرسی استقلال کردستان در دیدار با نخست‌وزیر عراق

FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmailShare

نخست‌وزیر عراق که برای بهبود و گسترش روابط فی‌مابین به عربستان سعودی سفر کرده بود، عازم تهران شد. او بعد از دیدار و گفت‌وگو با اسحاق جهانگیری، معاون رئیس جمهوری اسلامی به دیدار علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی شتافت. خامنه‌ای در دیدار و گفت‌وگو با حیدر عبادی اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران با برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان مخالف است.

حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق در دیدار با علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی

مسعود بارزانی و گروهی از سیاستمداران بلندپایه اقلیم کردستان در نشستی که شامگاه چهارشنبه ۷ ژوئن برگزار شد، تاریخ برگزاری همه‌پرسی استقلال را ۲۵ سپتامبر سال جاری تعیین کرده‌اند. ایران و ترکیه اعلام کرده‌اند که با برگزاری این همه‌پرسی مخالف‌اند. دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در عراق هم با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده که بر برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان نظارت ندارد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با حیدر عبادی، نخست‌وزیر ایران به تأکید، مخالفت جمهوری اسلامی با برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان عراق را اعلام کرد:

«جمهوری اسلامی ایران به ‌عنوان همسایه، با برخی زمزمه‌ها مبنی بر برگزاری همه‌پرسی برای جدایی یک بخش از عراق مخالف است و دامن‌زنندگان به این موضوع را مخالفان استقلال و هویت عراق می‌داند.»

رهبر جمهوری اسلامی سپس به تاریخ تمدن در عراق اشاره کرد و گفت: «این کشور “باید یکپارچه بماند و حق چنین کشوری، ایستادن بر روی پای خود و مقابله قدرتمندانه با کسانی است که به دنبال برخورد با عراق هستند.»

یک ماه بعد از آنکه احزاب اقلیم کردستان بر سر برگزاری همه‌پرسی استقلال به توافق رسیدند، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به شهر سلیمانیه در منطقه خودگردان کردستان عراق سفر کرد. هدف او از این سفر گفت‌وگو با مقامات اقلیم کردستان عراق برای جلوگیری از برگزاری همه‌پرسی استقلال و تشکیل دولت مستقل کردستان عراق بود.

وزارت خارجه ایران هم در ادامه این تلاش‌ها برای جلوگیری از برگزاری همه‌پرسی استقلال، اعلام کرده که از «تمامیت ارضی عراق» دفاع می‌کند.

بغداد هم اعلام کرده است که برگزاری یک همه‌پرسی در چنین ابعادی نیازمند یک اجماع ملی‌ست و یک یا چند حزب به تنهایی نمی‌توانند در این مورد تصمیم بگیرند.

مسعود بارزانی پیش از این تحولات، از دولت عراق گلایه‌مند بود که مانع از فروش نفت اقلیم کردستان عراق می‌شود و حتی حقوق کارمندان اقلیم را هم پرداخت نمی‌کند. این مشکلات و همچنین هراس از اقتدارگرایی دولت عراق موجب شد که به تدریج فکر همه‌پرسی استقلال برای کردستان قوت بگیرد.

دیدار با اسحاق جهانگیری

عبادی بعد از دیدار و گفت‌وگو با ملک سلمان در ریاض وارد تهران می‌شود. هم‌زمان رابطه ایران و عربستان در روزهای گذشته و به ویژه بعد از حملات گروه دولت اسلامی (داعش) به تهران پرتنش‌تر شده است.

اسحاق جهانگیری، معاون رئیس جمهوری اسلامی در دیدار و گفت‌وگو با نخست‌وزیر عراق اظهار امیدواری کرد که حضور هیأت عراقی در ایران به حل بحران در خاورمیانه کمک کند.

در دیدار و گفت‌وگو با علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی هم مبارزه با گروه دولت اسلامی (داعش) در عراق از موضوعات مورد بحث بود.

اسحاق جهانگیری در گفت‌وگو با نخست‌وزیر عراق اظهار امیدواری کرد که روابط ایران و عراق گسترش پیدا کند:

«باید تلاش کنیم سطح روابط دوجانبه متناسب با ظرفیت‌های دو کشور ارتقاء پیدا کند. مسائل بانکی از مهم‌ترین موانع فراروی توسعه مناسبات تجاری و اقتصادی ایران و عراق است که باید با جدیت برای حل این مسائل تلاش کنیم چرا که روابط بانکی پیش‌نیاز همکاری‌های اقتصادی است.»

خط لول انتقال گاز به بغداد، همکاری‌های نفتی، احداث راه‌آهن شلمچه – بصره و تهیه سند جامع همکاری‌های تجاری و اقتصادی بین دو کشور در چشم‌انداز قرار دارد.

سفر اتباع ایرانی به ویژه در ایام اربعین و توافق‌نامه لغو روادید هم یکی از موضوعات مورد مذاکره بود.

نخست وزیر عراق از آمادگی کشورش برای تقویت روابط با جمهوری اسلامی ایران در زمینه‌های تجاری، اقتصادی، عمرانی و فرهنگی و مذهبی خبر داد و گفت:

«باید برای احیای اروند رود نیز تلاش کنیم و عراق در این زمینه آمادگی کامل دارد و اگر مشکلات آن برطرف شود خدمات شایانی به مردم خرمشهر، آبادان و بصره خواهد رسید.»

حجم مبادلات تجاری بین ایران و عراق ۱۳ میلیارد دلار است.

مقصد بعدی نخست‌وزیر عراق، کویت است. حیدر عبادی سفرش به کشورهای خاورمیانه را به خاطر بحران قطر به تأخیر انداخته بود.

بیشتر بخوانید:

https://www.radiozamaneh.com/346274/embed#?secret=Vjl87CicOh

FarzanNayebgharib, ارسال کننده فرزان نایب غریب

  برگزاری چهار تجمع کارگری و صنفی در کشور

PrintFriendly and PDFچاپ خبر

برگزاری چهار تجمع کارگری و صنفی در کشور

خبرگزاری هرانا – طی روزهای گذشته حدود صد نفر از کارگران شرکتی شهرداری زاهدان،  ۲۰۰ نفر از کارگران فضای سبز نواحی مختلف منطقه دو شهرداری اهواز، کارگران شاغل وبازنشسته مجتمع «نی شکر هفت تپه» و بیش از دویست نفر از کارکنان بخش خصوصی مخابرات مشهد در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، صبح روز (۲۹ خرداد) حدود صد نفر از کارگران شرکتی شهرداری زاهدان در اعتراض به عدم پرداخت معوقات مزدی مقابل سازمان شهرداری تجمع کردند.

این کارگران که بیشتر در منطقه ۵ شهرداری زاهدان مشغول به کار هستند؛ بین ۵ تا ۶ مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند؛ این معوقات، به حق اولاد و مزایای آنها برمی‌گردد؛ در عین حال دستمزد آنها نیز در ماههای گذشته کامل پرداخت نشده‌است.

این کارگران به یک رسانه محلی گفته‌اند: “هنوز عیدی سال پیش را نگرفته‌ایم و در شرایط فعلی، توان پرداخت اجاره خانه و هزینه‌های روزانه را نداریم؛ اگر یارانه نبود، از گرسنگی می‌مردیم”.

این کارگران می‌گویند: “از آنجا که قراردادهای ما موقت و یک‌ماهه است و طرف حساب ما یک شرکت پیمانکاری، از ترس اخراج و بیکاری جرئت نداریم به اداره کار شکایت کنیم؛ مسئولان باید به اوضاع ما رسیدگی کنند و از شهرداری‌ها بخواهند که با کارگران خود، قرارداد مستقیم منعقد کنند”.

آغاز سومین روز تجمع کارگران فضای سبز منطقه دو شهرداری اهواز

به گزارش ایلنا، بیش از ۲۰۰ نفر از کارگران فضای سبز نواحی یک ،دو وسه منطقه دو شهرداری اهواز روز دوشنبه ۲۹ خرداد ماه سومین روز اعتصاب خود را مقابل ساختمان استانداری اهواز ادامه دادند.

شماری از کارگران تجمع‌کننده گفتند: “از روز شنبه بیست وهفتم خرداد ماه تاکنون برای پرداخت مطالباتمان هر روز تجمع کرده‌ایم”.

یکی از کارگران فضای سبز شهرداری منطقه دو اهواز گفت: “از فروردین ماه تاکنون مزدی به آن‌ها پرداخت نشده‌است، همچنین جدا از دستمزد سنوات سالهای ۹۴ و۹۵ آنها پرداخت نشده است”.

این کارگران که خواستار دریافت مطالبات معوقه خود هستند در ادامه افزودند: “در جریان تجمعات روزهای گذشته مقابل ساختمان مرکزی شهرداری وشورای شهر اهواز مسئولان مربوطه در خصوص پرداخت معوقات مزدی وعده‌هایی دادند که هنوز محقق نشده است”.

به ادعای آنان، یکی دیگر از موارد مورد اعتراض کارگران فضای سبز شهرداری منطقه دو اهواز محدودیت حق اولاد وبیمه خانواده‌های آنان است.

اعتراض کارگران در مجتمع نی شکر هفت تپه ادامه دارد

به گزارش ایلنا، اعتراض کارگران شاغل وبازنشسته مجتمع «نی شکر هفت تپه» در انتقاد به بی توجه ای مدیران این واحد به پرداخت مطالبات معوقه ادامه دارد.

شماری از کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه گفتند: “برای چندمین بار در ماه جاری، حدود۲۰۰ نفر از همکاران شاغل و بازنشسته آنها صبح روز، دوشنبه/۲۹خرداد ماه مقابل ساختمان اداری این مجتمع تجمع کردند”.

کارگران رسمی وروز مزدی شاغل بخش صنعت مجتمع که در اجتماع حضور دارند، می‌گویند که بابت دستمزد بهمن واسفند سال ۹۴ و دوماه مزد معوقه سال جاری به همراه پاداش وبهربرداری سال‌های ۹۴ و ۹۵ طلبکارند.

دلیل دیگر اعتراض کارگران این واحد تولیدی، مربوط  به پرداخت نشدن حق بیمه از جانب کارفرما به سازمان تامین اجتماعی است که مشکلات زیادی برای کارگران ایجاد کرده است.

 همچنین کارگران بازنشسته نیز خواستار پرداخت سهم ۴ درصدی بازنشستگی خود در مشاغل سخت زیان آور به تامین اجتماعی هستند و در عین حال بابت پاداش بهره برداری سالهای ۹۴ و ۹۵ را از کارفرما طلبکارند.

به نقل از کارگران مجتمع نی شکر هفت تپه گفته می‌شود تا این لحظه از جانب مدیریت بخش خصوصی مجتمع ومسئولان شهرستانی واستانی پاسخ مشخصی به خواسته‌های آنان داده نشده است که در نتیجه آن اعتراض صنفی  کارگران استمرار پیدا کرده است.

کارگران معترض، بخش دیگری از مشکلات  مجتمع نی شکر هفت تپه را ناشی از مشکلات مدیریتی می‌دانند. به ادعای آنان، بخش خصوصی این واحد  تولیدی که از بهمن ماه سال ۹۴  مدیریت این مجتمع را بر عهده گرفته توان نگهداری مجتمع و پرداخت مطالبات حقوقی کارگران را ندارد.

تجمع کارکنان بخش خصوصی مخابرات مشهد، خواسته معترضین اجرای «طرح طبقه‌بندی» است

به گزارش ایلنا، صبح دیروز بیش از دویست نفر از کارکنان بخش خصوصی مخابرات مشهد مقابل ساختمان مرکزی مخابرات استان خراسان رضوی تجمع کردند.

تجمع کنندگان در یک شرکت خصوصی مسئول شبکه کابل هواییِ مخابرات مشغول به کار هستند؛ پرسنل این شرکت، سیصد نفر هستند.

خواسته اصلی تجمع‌کنندگان، اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل است. علاوه بر این، این کارکنان خواستار عقد قرارداد مستقیم با شرکت مخابرات و رفع تبعیض میان نیروهای رسمی و شرکتی مخابرات هستند

یکی از حاضران در تجمع با بیان این که هفت ماه است سیصد کارگر  قرارداد نداریم؛ می‌گوید: “از ابتدای صبح امروز مقابل ساختمان مخابرات جمع شده‌ایم؛ اما هیچ یک از مسئولان این سازمان، حاضر به مذاکره با ما و پاسخگویی به حاضران نشده‌اند”.

از قرار معلوم این تجمع  همچنان ادامه دارد.

FarzanNayebghadrib, ارسال کننده فرزان نایب غریب

گفتگو با مهتاب پارسامهر، قهرمان تیراندازی ایران


از قهرمانی جهان تا داغ بی‎مهری و ترک وطن؛ گفتگو با مهتاب پارسامهر، قهرمان تیراندازی ایران

مهتاب پارسامهر، رکورد دار ایران در رشته‌ی ورزشی تیراندازی با کمان است. این ورزشکار جوان، سوای از این‌که در مسابقات جهانی تیراندازی با کمان در سال ۲۰۱۱ موفق به کسب مدال طلا برای تیم ملی ایران شد، افتخارات و مدال‌های زیاد دیگری نیز در کارنامه‌ی ورزشی خود دارد. با این حال، وی مدتی است که به دلیل بی‌مهری مسئولان و ادامه تحصیل، ایران را ترک کرده و ساکن آمریکا شده است.

مهتاب پارسامهر در گفتگو با ماهنامه‌ی خط صلح به تفصیل از دلایل جدایی‌اش از تیم ملی و ترک وطن، و وعده‌های مسئولان می‌گوید: “آقای کریم صفایی، رئیس فدراسیون تیر و کمان، قول جوایز مختلفی را به من داده بودند: مثل سکه‌ی بهار آزادی، خودرو و سِت کامل تجهیزات تیراندازی با کمان؛ اما هیچ کدام از وعده‌هایشان عملی نشد”.

این ورزشکار موفق که هم‌چنان تیراندازی با کمان را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کند، در ایران مدت‌ها اجازه‌ی ورود به سایت آزادی برای تمرین کردن را نداشت و بارها به خاطر پوشش خود، تحت فشار مسئولان قرار گرفت.

خانم پارسامهر، با توجه به این‌که بسیاری تصور می‌کنند رشته‌ها‌ی تیراندازی و تیراندازی با کمان، ورزشی است که معمولاً مردان به آن علاقمند هستند، لطفاً بفرمایید که چطور به تیراندازی با کمان علاقمند و وارد این رشته شدید؟

من تیراندازی با کمان را در سن هجده سالگی و به طور اتفاقی شروع کردم. یعنی نه پیش‌زمینه‌ی ذهنی تیراندازی با کمان و نه تجربه‌ای داشتم؛ البته با اسلحه قبلاً تیر زده بودم ولی با کمان هیچ وقت. من همیشه علاقه داشتم که ورزش را به صورت حرفه‌ای دنبال کنم اما پیگیر گلف بودم. در رابطه با گلف، وقتی همراه خاله‌ام با مجموعه ورزشی آزادی تماس گرفتیم، خنده دار این بود که جز ما فقط یک نفر دیگر در آن زمان طرفدار یا پیگیر این ورزش بود و به همین خاطر هم برای سه نفر، کلاس تشکیل ندادند و همین شد که نتوانستم این رشته را به صورت حرفه‌ای دنبال کنم.

در تیر ماه سال ۸۶، یک برنامه‌ی تلویزیونی در شبکه‌ی خبر پخش شد که مربوط به مسابقات نوجوانان در رشته‌ی تیراندازی با کمان ریکرو و کامپوند بود. بعد از دیدن آن برنامه‌ی تلوزیونی، فکر کردم که این رشته می‌تواند برای من خوب باشد. با فدراسیون تماس گرفتم و آن‌ها به من باشگاه معرفی کردند و همین شد که من این رشته را در همان تیرماه سال ۸۶ آغاز کردم. در واقع تیراندازی با کمان را به طور اتفاقی شروع اما خیلی جدی دنبالش کردم و بعد از پنج ماه هم، کمان و تجهیزات خریدم. مسلماً در مسابقه‌های اولم مدال نمی‌آوردم ولی در اولین مسابقه‌ی کشوری که سال ۸۸ شرکت کردم، طلا گرفتم و بعد از آن روی غلتک مدال آوردن افتادم.

لطفاً کمی بیش‌تر از سوابق حرفه‌ای خودتان بگویید. بگویید چه مسیری را طی کردید تا به تیم ملی راه پیدا کردید و موفق به ثبت رکورد جهانی در رشته‌ی تیراندازی با کمان شدید؟

همان طور که گفتم سال ۸۸، در اولین مسابقه‌ی کشوری که شرکت کردم(داخل سالن، هجده متر)، توانستم مدال طلا کسب کنم. آن موقع هنوز عضو تیم ملی نبودم. بعد از آن مسابقه، فدراسیون، مسابقات جام رمضان را -که نوعی انتخابی برای بازی‌های آسیایی داخل سالن ویتنام(۲۰۰۹) بود-، برگزار کرد. من هم چون نتایج خوبی گرفته بودم، برای اردوی تیم ملی انتخاب شدم. حالا بماند که مربی‌های تیم ملی شناختی روی من نداشتند و تمایل نداشتند که در این مسابقات شرکت کنم ولی چون مدال‌های زیادی گرفته بودم و رتبه‌ام بالا بود، جایی برای تغییر اسم من وجود نداشت.

مسابقات ویتنام اولین مسابقه‌ی برون مرزی من بود؛ که توانستم در انفرادی نقره بیاورم و تیممان هم در آن‌جا طلا گرفت. چون همزمان عضو تیم ملی اصلی شده بودم، بلافاصله به مسابقات سال ۲۰۰۹ اندونزی در شهر بالی رفتیم. آن مسابقات چون در چهار مسافت برگزار می‌شد و تمرینات من در هجده متر بود، در ارنج اصلی تیم نبودم؛ ولی خوب، تیمی برنز گرفتیم و حکم آن به من هم تعلق گرفت. بعد از مسابقات اندونزی و تمام شدن اردو، نظر مربی‌های تیم این بود که کامپوند احتیاج به تمرین ندارد و بهتر است که فقط برای ریکرو که یک رشته‌ی المپیکی است، اردو برگزار شود. به همین دلیل ما در تمام طول زمستان، مکانی برای تمرین نداشتیم. شرایط خیلی سخت بود چون باید خودم می‌رفتم باشگاه پیدا می‌کردم و هزینه‌اش را پرداخت می‌کردم تا بتوانم تمرین کنم؛ اما به هر حال تمام این سختی‌ها نتایج خوبی برای من داشت.

در مسابقات جهانی استیج سال ۲۰۱۰، در استیج دوم در آنتالیا ترکیه، ارنج تیمی ما (یعنی من، ویدا حلیمیان و انسیه حاجی انزهایی)، موفق شدیم اولین نقره‌ی بانوان ایران را در کامپوند تیمی به دست بیاوریم. بعد از آن، مسابقات دانشجویان جهان در چین برگزار شد که در آن‌جا هم من در مسابقات مختلط با آقای حمزه نکویی، نقره گرفتم و تیممان نیز دوم شد.

سال ۲۰۱۰ تمام شد و طبق معمول ما در زمستان اردو نداشتیم. در مسابقات سال ۲۰۱۱، در اولین استیج کرواسی من رتبه‌ی پنجم را به دست آوردم و در استیج دوم که در ترکیه برگزار شد، موفق شدم طلای انفرادی جهان را به دست بیاورم و رنک کشور ایران هم به واسطه‌ی همین مدال، به سومی در جهان رسید. رنک خودِ من هم سومین در جهان در انفرادی شد. هم‌چنان هم رکورد ایران دست من است.

مسابقه‌ی بعدی ما قهرمانی جهان ایتالیا بود که هر دو سال یک‌بار برگزار می‌شود و به نوعی می‌توان گفت که المپیک رشته‌ی ماست. در آن‌جا من در کامپوند انفرادی چهارم شدم. مختلط هم، من و آقای امیر کاظم پور چهارم شدیم و تیمی توانستیم دوباره نقره به دست بیاوریم.

شما در ایران ورزشکار موفقی بودید و رکورد جهانی داشتید، کاپیتان تیم ملی بودید و در سال ۹۰ پرچمدار کاروان ایران در بیست و ششمین دوره‌ی رقابت‌های ورزشی دانشجویان جهان شدید. چه شد که تصمیم به مهاجرت گرفتید؟ در واقع در طول دوران حرفه‌ای خودتان در ایران، با چه موانع و مشکلاتی رو به رو بودید که در نهایت به فکر خروج از ایران افتادید؟

بعد از سال ۲۰۱۱ که من موفق به کسب مدال طلای جهان شدم، و بهترین سال از لحاظ حرفه‌ای برای من بود، حواشی زیادی پیش آمد. آن موقع من ۲۲ سالم بود و در نظر بگیرید که بدون تامین شدن از طرف فدراسیون یا داشتن اسپانسر و فقط با پشتیبانی خانواده‌ام تمام این موفقیت‌ها را به دست آورده بودم. تنها امکاناتی که فدراسیون برای کامپوند در اختیار ما می‌گذاشت، فقط یک بسته تیر بود. جدا از این‌که هیچ گونه امکاناتی نظیر سالن و یا خوابگاه در اختیار ما قرار نمی‌گرفت، حتی کمان هم به ما نمی‌دادند. ما ساکن شرق تهران بودیم و مثلاً برای مسابقات جام رمضان که بعد از افطار برگزار می‌شد، شب‌ها با وسیله‌ی شخصی و یا مترو و اتوبوس باید به غرب تهران و نزدیکی‌های کرج می‌رفتم. آقای کریم صفایی، رئیس فدراسیون تیر و کمان، قول جوایز مختلفی را به من داده بودند: مثل سکه‌ی بهار آزادی، خودرو و سِت کامل تجهیزات تیراندازی با کمان(که چون از آمریکا تامین می‌شود، بسیار گران قیمت است و مثلاً یک کمان –با نرخ آن زمان که دلار هزار تومان بود-، پنج میلیون تومان است)؛ اما هیچ کدام از وعده‌هایشان عملی نشد و من به خودشان هم گلایه کرده‌ام. تنها کاری که کردند این بود که من را کاپیتان تیم ملی آقایان و خانم‌ها کردند. شرایط بسیار سختی بود و حواشی این کاپیتان شدن زیاد بود. خیلی‌ها از من قدیمی‌تر بودند و توقع نداشتند یک دختر ۲۲ ساله کاپیتان باشد و به آن‌ها تذکر دهد. البته آقای صفایی به خاطر این حواشی به من روحیه می‌دادند، اما من به تمرکز احتیاج داشتم، دوست داشتم تمرین کنم و مسابقه دادن و رکورد زدن برایم اهمیت داشت. علاقه نداشتم درگیر چنین حواشی شوم. در نهایت به خاطر جوی که به وجود آمده بود، خودم برای آقای صفایی نامه نوشتم و گفتم که من دیگر نمی‌خواهم کاپیتان تیم ملی باشم.

بعد از سال ۲۰۱۱، دوران ریاست آقای صفایی در فدراسیون تمام شد. ایشان با این‌که نسبت به نتایجی که ما گرفتیم خیلی بی‌انصافی کردند، اما باید این را هم گفت که مدیریت خوبی داشتند. بعد از کنار رفتن ایشان، برخی مسائل سیاسی پیش آمد. رئیس فدراسیون جهانی تیراندازی با کمان در این قضیه دخیل شد و گفت که دولت شما در انتخاب رئیس فدراسیون رشته‌های ورزش‌های مختلف دخالت می‌کند و ما نمی‌توانیم سیاست در ورزش را قبول کنیم. سر همین مسئله ایران تحریم شد و ما به مدت دو سال نتوانستیم در هیچ مسابقه‌ی برون مرزی شرکت کنیم. من رئیس جدید، یعنی آقای محمدعلی شجاعی را، نه آن زمان و نه هیچ وقت نمی‌توانم به عنوان رئیس فدراسیون تیراندازی با کمان قبول کنم و به خودشان هم گفته‌ام. ممکن است که فکر کنند نتایج خوبی گرفتند ولی ما دیگر هیچ وقت تیم تیراندازی با کمانی را که قبل داشتیم، نخواهیم داشت. مسابقات مختلفی را هم که در کشور برگزار می‌کردند، نه آن هماهنگی و شکوه قبل را داشت و نه ورزشکاران انگیزه‌ی شرکت در آن را داشتند. به هر حال در آن دو سالی که ما تحریم بودیم، از خیلی چیزها عقب افتادیم.

تحریم تیم ایران چه زمانی و چه شد که برداشته شد؟

در سال ۲۰۱۳ تحریم ایران (به دلایلی که من در جریان نیستم)، برداشته شد اما خودِ من، مدتی به این دلیل که مربی خوبی نداشتیم، از تیم فاصله گرفتم. در آن زمان آقای دکتر کُردی که صرفاً یک تیرانداز است و تجربه‌ی مربیگری ندارد، سرمربی تیم ملی کامپوند بود. بعد از آن هم با این‌که دوباره به اردوی تیم ملی دعوت شدم، مقداری حواشی پیش آمد. مثلاً من به امکانات کمِ تیم و عدم هماهنگی‌ها، اعتراض می‌کردم و این اعتراض‌ها در کمال ناباوری منجر به شکسته شدن اعتماد بین مربی و ورزشکار شد. این مسئله تا جایی پیش رفت که من حتی اجازه‌ی ورود به سایت آزادی برای تمرین کردن هم نداشتم. طوری شده بود که من در پشت بام خانه‌ی خودمان تمریناتم را دنبال می‌کردم. در آن زمان عکس تمریناتم را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردم تا نشان دهم به من بی‌احترامی شده، هیچ امکاناتی در اختیار قهرمان جهانشان هم قرار نمی‌دهند و این حرف‌هایی که مسئولان همیشه در تلوزیون می‌زنند، در حد یک شو است.

با این حال چند ماه بعد برای مسابقات تری‌دی تیر و کمان در آنتالیا مرا به تیم ملی دعوت کردند که در آن‌جا هم نقره گرفتم؛ این در شرایطی بود من در اردو نبودم و تجربه‌ی مسابقات تری‌دی را هم نداشتم و در واقع همان شب پرواز به من اطلاع دادند که باید همراه تیم به ترکیه بروم.

در پی همین مسائل و حواشی که خدمتتان گفتم، من تصمیم گرفتم که تمام تجهیزاتم را در ایران بفروشم و برای ادامه‌ دادن حرفه و هم‌چنین تحصیلاتم کشور را ترک کنم. همین شد که از سال ۲۰۱۵ به آمریکا آمدم.

وقتی سخن از ورزش زنان در کشوری چون ایران پیش می آید به نظر اولین محدودیت پوشش ورزشکار است. آیا پوشش و حجابی که برای شما تعیین شده بود، عاملی بود که بر دشواری پیشرفت یا فعالیت شما افزوده باشد؟ هیچ‌وقت این پوشش فرصتی را از شما سلب کرد؟

بله، مسلماً ما با این مشکلات درگیر بودیم. ببینید، داشتن پوشش در ایران یک قانون است و کسی هم با این قضیه نمی‌تواند مجادله‌ای داشته باشد؛ اما مسئله این است که وقتی وارد یک محیط ورزشی می‌شوید، نگاه‌ها به ورزشکاران زن، تبدیل به یک نوع فشار مضاعف می‌شود. مثلاً رنگ یا جنس لباس‌ها به نحوی بود که من همیشه احساس خجالت داشتم و باعث می‌شد که اعتماد به نفسم پایین بیاید. این‌ها مسائلی است که ممکن است خیلی از ورزشکاران خانم در ایران، هرگز فرصت گفتنش را پیدا نکنند.

در آن زمان مسئول ورزشکاران زن، خانمی به نام اکبرآبادی بودند که برخورد خیلی سفت و سختی روی قضیه‌ی پوشش داشت. البته پوشش اسلامی  برای ورزش ما، به نحوی حل شده است؛ منتها با توجه به این‌که تیراندازی با کمان با صورت، گونه، گردن و دست ورزشکار سروکار دارد و این قسمت‌ها نباید هیچ‌گونه پوششی داشته باشد، صورت ورزشکاران معضل می‌شود. در دوره‌ای که آقای صفایی رئیس فدراسیون ما بودند، ایشان به خاطر قدرتی که داشتند -و یا هر دلیل دیگری-، اجازه نمی‌دادند که خانم اکبر آبادی در مسائل خانم‌ها دخالتی داشته باشند. ما می‌توانستیم روسریِ باز بر سر داشته باشیم و یا از کلاه استفاده کنیم و به همین خاطر (جدا از فشارهای روانی که در مسابقه‌های مختلف با آن روبه‌رو می‌شدیم)، حقیقتاً راحت کار می‌کردیم. اما متاسفانه بعد از کنار رفتن آقای صفایی، آقای شجاعی به خانم اکبرآبادی بهای زیادی دادند و طوری شد که این خانم در فدراسیون برای ما جلسه‌ی شخصی گذاشتند و گفتند که اگر مقنعه‌ی اسلامی سر نکنیم، از اردو کنار گذاشته می‌شویم. یعنی به طور واضح تهدیدمان کردند و ‌گفتند که قدرت حذف ما را دارند. البته من چندان توجهی به گفته‌های خانم اکبرآبادی نداشتم و به خاطر همین هم بعد از آن جلسه ایشان مرا به کناری کشید و گفت: “خنده‌هایت را می‌دیدم و فکر نکن که به تو اجازه می‌دهم دوباره این کار را انجام دهی!” که من هم در صورت ایشان نگاه کردم و گفتم: “شما هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید!”

یک ورزشکار باید راحت بتواند فعالیتش را انجام دهد و آرامش و تمرکز داشته باشد، نه این‌که چنین حواشی بی موردی برایش درست کنند. البته حجاب برای ما مانع نشد، اما اگر من و یا سایر ورزشکاران خانم توانستیم موفقیتی به دست بیاوریم، واقعاً کار راحتی نبوده. آقایانی که می‌نشینند برای حجاب خانم‌های ایرانی برنامه‌ریزی می‌کنند، بعید می‌دانم که خودشان بتوانند حتی یک ساعت در گرمای تابستان با چنین حجابی در زمین ورزش یا حتی خیابان کنار بیایند.

چرا هنوز هم مردان ورزشکار، راحت‌تر از زنان ورزشکار در ایران، مشکلاتشان را به زبان می‌آوردند؟ آیا این مسئله را بیش‌تر به حساسیت‌های موجود حول ورزش زنان مرتبط می‌دانید و یا عدم توجه شایسته‌ی رسانه‌ها به زنان ورزشکار؟

مسلماً دلیل اصلی رسانه‌ها هستند و جوی که وجود دارد. ببینید مثلاً هیچ وقت عکس یک ورزشکار خانم را روی صفحه‌ی اول روزنامه‌ها و مجلات نمی‌زنند؛ یا اخبار بانوان که از تلوزیون پخش می‌شود، هیچ تصاویر واضحی ندارد. همه‌ی موفقیت‌های خانم‌ها در کشور موقتی است؛ موقعی که طلا می‌آوردند، خبرشان در فیسبوک و اینستاگرام و و برخی رسانه‌ها پخش می‌شود و تمام. ولی یک ورزشکار آقا را تصور کنید؛ وقتی که طلا می‌گیرد بت می‌شود، در تبلیغات و بیلبوردهای ورزشی اسمش می‌آید و نه تنها عکس او روی جلد روزنامه‌ها و مجلات می‌آید که تا مدت‌ها در موردش مقاله می‌نویسند. ورزشکاران زن متاسفانه از چنین حمایت‌هایی برخوردار نیستند و من واقعاً متوجه نمی‌شوم چرا تصویر یک خانم ورزشکار که با حجاب کامل هم مسابقه می‌دهد (آن هم در ورزش ما که خودشان می‌گویند به علت نداشتن تحرک زیاد، مشکل‌ساز نیست) نباید از تلوزیون پخش شود؟ یا چرا مثلاً در حالی‌که لباس فوتبالیست‌های خانم را خودشان طراحی می‌کنند، ۹۰ دقیقه مسابقه‌شان نباید پخش شود؟

این‌ها همه مسائلی است که نشان دهنده‌ی کم‌توجهی رسانه‌ها نسبت به ورزش زنان است. البته برخورد رسانه‌ها، به مدیریت افراد هم بستگی دارد. در مورد رشته‌ی خودم، وقتی که آقای صفایی رئیس فدراسیون بود، مسابقات لیگ به طور کامل از تلوزیون پخش می‌شد. در واقع ایشان اصرار داشتند که مسابقات ما هم باید پخش شود و هیچ فرقی بین خانم‌ها و آقایان نمی‌گذاشتند. برای همین هم می‌گویم که در دوره‌ی ریاست ایشان رشته‌ی ما خیلی موفق‌تر بود.

آیا موانع فرهنگی و عدم آگاهی و اقبال عمومی نسبت به ورزش زنان(نسبت به ورزش مردان) را می‌توان یکی از موانع توسعه‌ی ورزش زنان در ایران به شمار آورد؟

من فکر می‌کنم جامعه‌ی ایران، هنوز جامعه‌ای با طرز فکر سنتی است. زمانی‌که مربیگری تیم نوجوانان و جوانان تهران را بر عهده داشتم، متوجه خیلی استعدادها شدم اما در عین حال می‌دیدم که خانواده‌ها محدودیت‌های زیادی برایشان به وجود می‌آورند. مثلاً می‌گفتند چرا دختر من هر شب تا ساعت هشت باید در باشگاه ورزشی باشد؟ این در شرایطی بود که من بارها این مسئله را که باشگاه(باشگاه نیروی دریایی که من در آن‌جا کار می‌کردم) ساعت را از چهار بعدازظهر تنظیم کرده، توضیح داده بودم. و این‌که تیر اندازی با کمان ورزشی است که شما باید حتماً هر روز حداقل سه ساعت تمرین داشته باشید و یک ساعت تمرین کافی نیست. اما بی‌فایده بود و اجازه نمی‌دادند که دخترشان در آن زمان به باشگاه بیاید. این نمونه‌ای بود که خودم شاهد آن بودم؛ رشته‌های دیگر هم به همین شکل. این سنتی بودن مردم، اجازه نمی‌دهد که ورزش خانم‌ها خیلی پیشرفت کند.

در حال حاضر که ساکن آمریکا هستید، با چه چالش‌هایی مواجهید و اهداف و برنامه‌هایتان برای آینده‌ چیست؟

خوب، به هر حال زندگی در این‌جا خیلی سخت است؛ خصوصاً که من، تنها زندگی می‌کنم و همزمان هم درس می‌خوانم و هم کار می‌کنم. با این حال من ورزش را هم به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کنم و حتی در مسابقات قهرمانی جورجیا(Georgia Championship) شرکت کردم و طلا گرفتم. هم‌چنین در مسابقات قهرمانی ملی داخل سالن آمریکا(National Indoor Championships USA) در سال ۲۰۱۷، نفر پنجم کل آمریکا شدم. برای من خیلی ارزش دارد که بتوانم ورزشم را در این‌جا هم دنبال کنم و هدف خودم را هم ورود به تیم ملی آمریکا در نظر گرفتم. البته در حال حاضر بیش‌تر وقت من صرف کار کردن می‌شود و به همین خاطر در تلاش هستم که بتوانم اسپانسر پیدا کنم. اگر بتوانم حمایت اسپانسر را داشته باشم،  هم تمرکزم بیش‌تر می‌شود و هم تمریناتم را به شکل منظم‌تری دنبال می‌کنم. برای رسیدن به هدفم، من باید هر روز ۴-۵ ساعت تیر بزنم.

در پایان اگر نکته‌ی خاصی مد نظرتان است، بفرمایید.

امیدوارم سختی‌هایی که من کشیدم، برای دخترهای جدیدی که در ایران به تازگی به رشته‌ی تیراندازی با کمان آمدند، پیش نیاید و آن‌ها و سایر دوستانم همیشه مایه‌ی افتخار ما باشند.

با تشکر از فرصتی که در اختیار خط صلح قرار دادید.