FarzanNayebgharib, ارسال کننده فرزان نایب غریب

خانهگزارش

حل معماهای پیچیده فیزیک در ایرانی‌ترین اتاق دانشگاه هاروارد

1″ class=“slider-pagination ng-scope swiper-pagination-clickable“ style=“box-sizing: border-box; position: relative; text-align: center; margin-right: -5px; margin-bottom: 5px; margin-left: 10px; padding: 0px; background-image: initial; background-position: initial; background-size: initial; background-repeat: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; display: inline-block; z-index: 10;“>

 دکتر کامران وفا در مراسم جایزه Breakthrough در سال ۲۰۱۷

 دکتر کامران وفا بیشترین تحقیقاتش را در زمینه نظریه ریسمان‌ها انجام داده. این نظریه توضیح قوانین بنیادین  فیزیک است

چهارشنبه, 21 ژوئن 2017شیما شهرابی

با وسواس خاصی سعی دارد در هنگام فارسی حرف زدن از کلمه‌های انگلیسی استفاده نکند. دیوار اتاقش مزین به  تابلوهای نستعلیق شعرهای سعدی و حافظ است و فرشی با طرح بیجاری کف اتاق را پوشانده است. پنجره‌های بزرگ اتاق رو به حیاط سبز و دراندشت «هاروارد» باز می‌شوند. اینجا اتاق دکتر کامران وفا، پژوهشگر و استاد فیزیک دانشگاه هاروارد است که درچهل سال گذشته بارها جایزه‌های مهمی به خاطر تحقیق و پژوهش و اثبات نظریه‌هایش در علم فیزیک به دست آورده است. از جایزه محققین جوان که بعد از دریافت دکترایش گرفته تا جایزه اسکار علم که همین امسال و به خاطر سال‌ها پژوهش و تحقیق در نظریه ریسمان‌ها به دست آورده. فهرست جوایز و افتخارات او آنقدر عریض و طویل است که خودش هم تمامی آن‌ها را به خاطر ندارد. 

 کامران وفا هفده سالگی راهی آمریکا می‌شود: «من در دبیرستان البرز تهران درس می‌خواندم که نقش مهمی در رشد علاقه من به ریاضی و علم داشت. ضمنا چون پدرم در آمریکا تحصیل کرده بود و با دیدی مثبت از دانشگاه‌های این‌جا صحبت می‌کرد از همان نوجوانی در فکرم این بود که من هم برای ادامه تحصیل به آمریکا می‌روم.»

 او آن زمان تصوری از سختی‌های زندگی مستقل دانشجویی نداشته: «وقتی وارد آمریکا شدم متوجه شدم زبانم آنقدر که تصور می‌کردم خوب نیست و نمی‌توانم به خوبی متوجه حرف‌های همکلاسی‌ها و اساتیدم در کلاس بشوم دوماهی طول کشید تا کم کم گوشم عادت کرد و توانستم متوجه شوم. از سوی دیگر تجربه زندگی مستقل نداشتم من که در خانه همه‌چیز برایم آماده بود باید خودم به همه چیز فکر می‌کردم به غذا، شستن لباس‌ها و… ام بالاخره بعد از یک سال همه چیز برایم جا افتاد. » اما موضوع تفاوت فرهنگی هم یکی از چالش‌های او بوده است: « تطبیق دادن خودم با شرایط فرهنگی این‌جا هم آسان نبود.  وقتی با یک نفر آشنا می‌شویم، هر بار با او رو به رو می‌شویم به گرمی سلام و احوالپرسی می‌کنیم اما در اینجا موضوع فرق می‌کرد ممکن است با شخصی آشنا شوی ولی فردای آن روز وقتی شخص را می‌بینی او طوری رفتار کند انگار تو را نمی‌شناسد. این بدان معنی نیست که او به شما علاقه ندارد اما آن‌ها دوستی خود را به طرق دیگر ابراز میکنند و در نتیجه برخوردهایشان برای من عجیب بود. موضوع دیگر این که در ایران دروس  برای ما انتخاب می‌شد و این‌جا وقتی قرار بود واحد درسی انتخاب کنم نمی‌دانستم چه درس‌هایی باید انتخاب کنم و نیاز به یک استاد داشتم که او برایم تصمیم بگیرد و بگوید چه بکن که بهتر باشد و من  اجرا کنم اما کم کم متوجه شدم اینجا باید خودمان تصمیم بگیریم و هرکسی خودش مسئول و نتیجه گیرنده کارها و تصمیم‌هایش است.»

 وقتی از او می‌پرسم چرا فیزیک؟ بلافاصله به روزهای کودکی برمی‌گردد: «نمی‌دانم این علاقه و کنجکاوی از کجا می‌آمد اما من از کودکی سوال‌هایی داشتم که به علم فیزیک مربوط می‌شد. مثلا همیشه برای من سوال بود که چطور ماه در آسمان ایستاده و فرود نمی‌آید. یا در مورد اجسام و ریاضی چرا ما فقط سه مفهوم طول، عرض و ارتفاع را داریم یعنی سه بعد داریم. این سوال‌های کودکی من بود که کنجکاوی ‌های من را در رابطه با فیزیک و ریاضی نشان می‌داد.»  او ابتدا قصد داشته دردو رشته مهندسی برق و اقتصاد تحصیل کند : «من به فیزیک و علم بیشتر علاقه داشتم اما به خاطر دید جامعه، در ذهنم نمی‌گنجید که دانشمند باشم و این شغل‌ام شود. به خاطر همین تصمیم داشتم در رشته مهندسی و اقتصاد درس بخوانم.» او برای خواندن رشته مهندسی وارد دانشگاه ام آی تی می‌شود اما متوجه می‌شود که نمی‌تواند از علاقه‌اش نسبت به علوم بگذرد: «تصمیم گرفتم دنبال علاقه‌ام بروم. خوشبختانه والدینم هم در این مورد از من پشتیبانی کردند و این شد که من لیسانس‌ام را در رشته ریاضی و فیزیک از دانشگاه ام آی تی گرفتم.»  و بعد دکترای‌اش را در رشته فیزیک از دانشگاه پرینستون می‌گیرد. بخاطر علاقه اش به ادبیات فارسی درپرینستون کلاس شعر فارسی برمی دارد و انجا بود که با همسرش افرین صدرالحفاظی که دانشجوی رشته مهندسی برق بود اشنا شد. برای فوق دکترا راهی هاروارد می‌شود، دانشگاهی که سال‌هاست در آن مشغول پژوهش و تدریس است. او بیشترین تحقیقاتش را در زمینه نظریه ریسمان‌ها انجام داده. این نظریه توضیح قوانین بنیادین فیزیک است: «نظریه ریسمان می‌گوید اگر ذرات رابه جای اینکه به صورت  نقطه ای درنظر بگیرید یک بعدی تصور کنید که حول یک منحنی مثل یک دایره قرار گرفته‌اند، تناقض‌هایی که بین نیروی گرانش و مکانیک کوانتمی وجود دارد از بین می‌رود. و این ریسمانی بودن جهان را نشان می‌دهد بعدها کشف کردیم که نه تنها ذرات یک بعدی می‌توانند باشند بلکه چند بعدی هم می‌توانند باشند. این تئوری یکی از چیزهایی که ثابت می‌کند این است که ابعاد جهان بیشتر از سه بعد است و ابعاد اضافه در یک فضای فشرده  قرار دارند. نظریه ریسمانها جوابگوی معماهای به وجود آمده در نظریه مکانیک کوانتومی و گرانش‌هاست.»  

یکی از نقاط عطف نظریه ریسمان‌ها را اما دکتر کامران وفا در دهه نود ارائه داده و هنوز هم از تعریف کردن آن به وجد می‌آید: «استیون هاوکینگ در دهه 70 ثابت کرد سیاه چاله ها خواص ترمودمیناک دارند اما نتوانست بگویدکه این حالت‌ها چه هستند فقط ثابت کرد خواص ترمودینامیک باید وجود داشته باشند. بیست سال بعد در اواسط دهه نود من و همکارم  نظریه او را از طریق نظریه ریسمان ثابت کردیم و خواص ترمودینامیک حالت میکروسکپی سیاهچاله‌ها را با یک سری محاسبات دقیق ریاضی به دست آوردیم.» همین موضوع باب آشنایی او و استیون هاوکینگ را باز می‌کند: «برای مدتی در دانشگاه هاروارد مهمان ما بود.» او و همسرش برای هاوکینگ یک مهمانی شام ایرانی ترنیب می‌دهد: «با ترکیب شام ایرانی و موسیقی ایرانی.» موقع صرف شام اما موضوع جالبی مطرح می‌شود: «همسرم از آقای هاوکینگ پرسید که تا حالا غذای ایرانی خورده و ایشان جواب عجیبی داد. گفت: نه تنها شام ایرانی خوردم بلکه به ایران هم سفر کرده‌ام  درست وقتی بیست و یک ساله بودم. سفر ایران آخرین سفر قبل از بیماری استیون هاوکینگ بوده و خاطره خوشی از آن‌جا داشت.» دلبستگی دکتر کامران وفا  به فرهنگ ایرانی را می‌توان از تمام وسایل داخل دفتر کارش متوجه شد، می‌گوید: «این‌ها نمایانگر دلتنگی برای فرهنگ ایرانی است. می‌خواستم خودم رابه یک نحوی به فرهنگ ایرانی وصل کنم و این وسایل یکی از راه‌های آن بود. زمانی که استاد دانشگاه شدم ازمن پرسیدند برای دفتر کارت چی می‌خواهی؟ گفتم: من چون ایرانی هستم، مایلم در دفتر کارم فرش ایرانی داشته باشم. این شدکه یک فرش با طرح بیجاری مزین دفتر کارم شد  که هنر ایرانی را یادآوری کند.»

معمولا سالی یک بار به ایران می‌رود، به بستگانش سر می‌زند و در دانشگاه‌های مختلف سخنرانی می‌کند: «بیشترین چیزی که در چند سال اخیر خوشحالم می‌کند پویایی دانشجویان ایرانی و سوال‌های علمی آن‌هاست.»  به او می‌گویم از شما به عنوان نابغه یا نخبه یاد می‌شود، احساس‌تان نسبت به این کلمت چیست؟ می‌خندد و می‌گوید:« من فکر می‌کنم هرکسی در نوع خودش نابغه است. درست است  افرادی مثل من در زمینه علم استعداد دارند و از عموم جامعه  در این زمینه قوی‌تر هستند چه بسا در بعضی زمینه‌ها خیلی ضعیف‌تر باشند. آنچه به من کمک کرده علاقه و پشتکار و حمایت خانواده است. چه پدر و مادرم و چه همسر و فرزندانم همیشه از من حمایت کرده‌اند و من هر چه جلو رفته‌ام به خاطر علاقه و ارضای حس کنجکاوی‌ام بوده. هدف من وصل کردن خود فناپذیرمان به جهان فناناپذیر است. برایم مهم است که  از این جهان بیشتر بفهمم و یک قدم رو به جلو بردارم.» او هر روز به مفاهیم بنیادین هستی فکر می‌کند درست در همین اتاق که پنجره‌هایش رو به حیاط سرسبز هاروارد باز می‌شود و فرشی با طرح بیجاری کف آن را پوشانده است…. 

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s