FarzanNayebgharib, ارسال کننده فرزان نایب غریب

خانهگزارش

خط ممیزی به نام صفایی فراهانی- قسمت اول

 صفایی فراهانی نخستین رییس در تاریخ فدراسیون فوتبال ایران بود که هیات رییسه ای منسجم برای فوتبال  ایران تاسیس و نیز از کارگروه «فکر رسانه» در فدراسیون استفاده کرد

یکشنبه, 18 ژوئن 2017پیام یونسی‌پور

فوتبال ایران (پس از انقلاب) را می توان به دو دوره پیش از مدیریت «محسن صفایی فراهانی» و پس از مدیریت او تقسیم کرد. صفایی فراهانی به عنوان مدیری سیاسی و نزدیک به دولت اصلاحات(محمد خاتمی)، بانی ساخت کمپ تیم های ملی، منتقد «محمود احمدی نژاد» و همین طور یکی از معترضان به انتخابات سال 88 شناخته می شود که از هشت سال قبل از هر نوع فعالیت سیاسی محروم شده است. اما در واقعیت، در تاریخ فوتبال ایران، مرز تقسیم بدنه فوتبال کشور بوده است.

تفکر در بدو ورود

خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) اولین بار در آذرماه سال 76 خبر از ریاست محسن صفایی فراهانی داد. دوربین صداوسیما برای بخش خبری ساعت 18 و 30 دقیقه «شبکه سه» که آن روزها تنها بخش خبری اختصاصی ورزش از سیما بود، مقابل صفایی فراهانی قرار گرفت. رییس جدید فدراسیون فوتبال به توضیحی کم تر از 30 ثانیه بسنده کرد: «امروز زمان مناسبی برای حرف زدن نیست. ما تازه اول راه هستیم و اجازه بدهید بعد از آغاز کارهای جدید صحبت کنیم.»

در مورد چگونگی حضور صفایی فراهانی اختلاف نظرها کم نیستند. حقیقت این است که «مصطفی هاشمی طبا»، رییس وقت سازمان تربیت بدنی کم ترین علاقه ای به حضور او در بدنه فوتبال ایران نداشت. خود صفایی فراهانی هم شیفته مدیریت در فوتبال نبود؛ همان طور که بعدها هم نشان داد که نیست. عضویت او در هیات رییسه فدراسیون فوتبال خواسته «جبهه مشارکت اسلامی» و موافقت و پی گیری محمد خاتمی، رییس جمهوری وقت بود.

صفایی فراهانی از تیرماه سال 73 عضو هیات رییسه فدراسیون فوتبال شد اما آذرماه سال 76، تنها 10 روز پس از صعود ایران به جام جهانی فرانسه، با حکم هاشمی طبا، جای «داریوش مصطفوی» در اتاق ریاست فدراسیون فوتبال را گرفت.

مهم ترین دغدغه برای مدیریت فوتبال کشور، شاخه های درخت مشاغل صفایی فراهانی بود که انتقاد داریوش مصطفوی را به همراه داشت؛ عضویت در شورای مرکزی جبهه مشارکت، معاونت در وزارت صنایع و معادن آن زمان و همین طور مدیرعاملی شرکت «توانیر».

سال 79 هم به عنوان نماینده تهران وارد مجلس شورای اسلامی شد. اگر بخواهیم نگاه داریوش مصطفوی به صفایی فراهانی را بهتر بشناسیم، باید سراغ اولین اظهارنظر او پس از ریاست صفایی برویم. او به روزنامه «خبر ورزشی» گفته بود: «خاتمی مسبب اصلی اخراج من است. خاتمی دندان کرم خورده سیاست را وارد فک فوتبال ما کرد.»

آیا صفایی فراهانی دندان کرم خورده بود؟

او نخستین رییس در تاریخ فدراسیون فوتبال ایران بود که هیات رییسه ای منسجم برای فوتبال ایران تاسیس و نیز از کارگروه «فکر رسانه» در فدراسیون استفاده کرد. داریوش مصطفوی که پیش از صفایی، ریاست فدراسیون فوتبال را برعهده داشت، نام این گروه را «مشاوران 400هزار تومانی» نهاده بود. صفایی فراهانی برای نخستین بار پس از انقلاب به صورت مستقیم با فدراسیون جهانی فوتبال ارتباط برقرار کرد و از او به عنوان یکی از نزدیک ترین مشاوران آسیایی «سپ بلاتر»، رییس وقت فدراسیون جهانی فوتبال نام برده می شد.

«محمد دادکان» سال 82 در مورد چگونگی برقراری ارتباطات صفایی فراهانی با فدراسیون جهانی فوتبال به روزنامه «جهان فوتبال» این گونه توضیح داد: «وقتی به فدراسیون فوتبال آدم، سراغ فرش هایی را گرفتم که هدیه دادن آن ها به مدیران کنفدراسیون آسیا شایع شده بود، می دانستم که داریوش مصطفوی برای هر بار دیدار با مدیران „AFC“، فرش هدیه می برد. گفتند بساط فرش ها از زمان حضور مهندس (صفایی فراهانی) جمع شده است.»

صفایی فراهانی شیوه گفت و گویی تازه را به فدراسیون فوتبال ایران برد. او تقریبا تنها مدیری در فدراسیون پس از انقلاب بود که تسلط کامل به زبان انگلیسی داشت؛ در قیاس با مصطفوی، «امیر عابدینی»، «محمد صفی‌زاده»، «ناصر نوآموز»، «محمدرضا پهلوان»، «علی محمد مرتضوی» و سایر روسای پیشین (پس از کامبیز آتابای).

به همین دلیل توانست یک قانون ساده را از کتاب قوانین و آیین نامه های کمیته آموزش فدراسیون جهانی فوتبال ترجمه کند؛ قانونی که درآمدزایی فدراسیون فوتبال را متحول کرد.

 

کلاس برگزار کرد، پول هم گرفت

نخستین هدف صفایی فراهانی در بدو ورودش به فدراسیون فوتبال را می شود در کنفرانس خبری جنجالی او در پاییز سال 78 پیدا کرد؛ جایی که خطاب به یکی از خبرنگاران گفت: «اگر مشکل شما، کرامت خبرنگاران در این سالن محقر است، مشکل من کرامت و شخصیت کلی فوتبال ایران در تمام این سال ها بوده است. فوتبال، فرزند ناخوانده دولت و حکومت نیست.»

فرزندخواندگی، شاه کلید جملات صفایی فراهانی بود. یک بار هم در سخن‎رانی سال 2001 خود در برزیل از واژه «فرزندخوانده» برای نابسامانی فوتبال در آسیا حرف زد. این سخن‎رانی، نقطع عطف مدیریت بین المللی صفایی فراهانی بود.

شاید او تنها مدیری در تاریخ فدراسیون فوتبال ایران باشد که برای در دست گرفتن ریاست فدراسیون، به دولت وعده نداد بلکه شروطِ مشخص گذاشت. همان طور که تنها رییس فدراسیون فوتبال ایران پس از انقلاب بوده است که به خواست خودش و با استعفایی که از قبل هماهنگ نشده بود، از ساختمان فوتبال ایران رفت.

صفایی فراهانی برای مدیریت در فوتبال ایران، وعده همکاری دولت و نهادهای حکومتی برای استقلال در فدراسیون فوتبال را گرفت. با همین تفکر، مبانی همکاری با فدراسیون جهانی فوتبال را هم تغییر داد. او سال 76 به بندی از کتاب آیین نامه های کمیته آموزش فدراسیون جهانی فوتبال رسید که براساس آن، کشورهایی که در فوتبال درحال توسعه هستند، می توانند برای هر جلسه برگزاری دوره های آموزشی مربی گری و داوری، از فدراسیون جهانی فوتبال «کمک هزینه» بگیرند.

سال 1375 فدراسیون داریوش مصطفوی در ایران فقط یک کلاس داوری و دو کلاس مربی گری برگزار کرده بود. برای برگزاری این جلسات هم به کنفدراسیون فوتبال آسیا هزینه پرداخت کرد. اما سال 77 بیش از 100 کلاس مربی گری و 15 کلاس داوری در ایران برگزار شد. صفایی فراهانی با این کار، با یک تیر، دو نشان زد؛ ارتقای سطح فنی داوری و مربی گری و افزایش قطعی درآمد ارزی فدراسیون فوتبال.

این آمار تا پایان سال 80 به حدود هزار کلاس مربی گری و داوری در فوتبال ایران رسیده بود. از همان زمان، ایران آماده پیوستن به طرح «آسیاویژن» (چشم انداز آسیا) شد.

در این طرح، کنفدراسیون فوتبال آسیا به کشورهایی که در حال توسعه فوتبال خود هستند، برای ارتقای سطوح فنی بازیکنان، درآمدزایی، استعدادیابی، بالا بردن استاندارد رقابت ها، استانداردهای اداری باشگاه ها و… کمک می کند. هزینه ها برعهده کنفدراسیون و فیفا است و کشورها فقط میزبان طرح های آموزشی می شوند.

نکته قابل تامل در نقد همین سیاست صفایی فراهانی، در بازه زمانی خودش بود. «امیر عابدینی»، مدیرعامل وقت باشگاه پرسپولیس به عنوان یکی از مخالفان اجرای طرح آسیاویژن در ایران، این طرح را هدف کنفدراسیون برای ربودن استعدادهای فوتبال ایران دانست. داریوش مصطفوی که پیش از صفایی ریاست فدراسیون را برعهده داشت هم از هم‎سو شدن با این طرح انتقاد کرد و آن را بیش تر شدن وابستگی ایران به کنفدراسیون و فیفا عنوان کرد. یکی از فرمول های فرار از وابستگی، شاید اهدای فرش بود!

طرح آسیاویژن از زمان صفایی فراهانی کلید خورد، در دوران ریاست محمد دادکان به بایگانی رفت و با حضور «علی کفاشیان» به عنوان یک فرصت، جدی گرفته شد. امروز تمام استان های ایران عضو این طرح کنفدارسیون هستند.

لشکر یک نفره مقابل صداوسیما

صفایی فراهانی برای فوتبال استقلال می خواست. از آن طرف، هاشمی طبا چندان مایل به حضور صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال نبود. استقلال فدراسیون نیاز به بودجه ای از سوی دولت داشت که با مخارج فوتبال ملی ایران هم‎خوانی نداشت. صفایی فراهانی در گفت و گو با روزنامه «اعتماد» در سال 87 گفته است: «از سال 78 به بعد بودجه ای که دولت به فدراسیون می داد، کم تر از 10 درصد منابع مورد نیاز فدراسیون بود؛ یعنی ما 90 درصد نیاز خود را از محل درآمدهای فدراسیون تامین می کردیم . اگر دفاتر اسنادمالی قدیمی در فدراسیون موجود باشند، هنوزهم حرف هایم قابل بررسی هستند. در آن دوره، سه میلیارد تومان هزینه داشتیم که کل بودجه پرداختی سازمان تربیت بدنی به فدراسیون فوتبال اگر محقق می شد، 200 میلیون تومان بود.»

آن چه از صفایی فراهانی به عنوان نماد خدمت به فوتبال ایران یاد می کنند، ساخت کمپ تیم های ملی است. تا پیش از حضور او، فوتبال ملی ایران حتی زمینی برای تمرین نداشت. صفایی فراهانی درآمد صعود ایران به جام جهانی فوتبال (سه ميليون فرانك سوييس) را صرف خرید و ساخت مجموعه ای کرد که ابتدا به نام «کمپ تیم های ملی» و بعد از حضور علی کفاشیان، با نام «مرکز ملی فوتبال ایران» شناخته می شود؛ 10 هکتار از زمین هایی که در گوشه ای از ورزشگاه «آزادی» تبدیل به پارکینگ اتوبوس های شرکت واحد شده بود. حالا در همان پارکینگ قدیمی، دو زمین فوتبال طبیعی، دو زمین فوتبال چمن مصنوعی، یک سالن سرپوشیده فوتسال چندمنظوره، دو زمین فوتبال ساحلی، دو میهمان‎سرا با ظرفیت نزدیک به 90 نفر و مجموعه «ایفمارک» ساخته شده است.

«خداداد عزیزی»، «علی دایی» و «افشین پیروانی»، بازیکنان تیم سال 1998 بودند که نسبت به ساخت این مجموعه اعتراض کردند. آن ها مدعی بودند پاداش سه میلیون فرانکی باید میان بازیکنان تیم ملی تقسیم می شد.

صفایی فراهانی همواره مقابل یک تفکر بیمار در فوتبال ایران قرار داشت؛ تفکری که می گفت او سابقه حضور در زمین فوتبال را ندارد. «علی پروین» با ادبیات منحصر به فرد خودش، این گونه نقدش می کرد: «آقایان یک عکس با شورت فوتبالی ندارند.»

یک روز پس از برگزاری فینال جام جهانی 2002، او در گفت و گو با روزنامه جهان فوتبال برای نخستین بار به این هجمه ها پاسخ داد. صفایی در پاسخ به اولین سوال سردبیر وقت این روزنامه که از او پرسیده بود آیا بازی فینال جام جهانی را دیدید یا نه، گفته بود: «نه؛ من آن زمان در کنفرانسی پیرامون بهره بری درست انرژی در نیروگاه ها سخن‎رانی داشتم.»

وقتی سردبیر از او پرسید آیا تماشا نکردن فنیال جام جهانی برای یک رییس فدراسیون فوتبال غیرطبیعی نیست، او این گونه پاسخ داد: «کسی که رییس فدراسیون فوتبال می شود، نه می خواهد تیم ملی انتخاب کند و نه می خواهد آموزش فوتبال بدهد. رییس فدراسیون باید مدیریت کلاً فوتبال را بشناسد.این ملاک روش بحث در مورد انتخاب مدیر غلط است. تماشای فینال جام جهانی به مدیران، مدیریت یاد نمی دهد. من بهتر است دنبال علم مدیریتی باشم، نه سیستم های فوتبال.»

علم مدیریتی صفایی فراهانی، او را به این نقطه رساند که برای نخستین بار طرحی را به مجلس شورای اسلامی ببرد که براساس آن، صداوسیما باید به باشگاه ها و فدراسیون فوتبال هزینه ای بابت پخش مسابقات پرداخت می کرد.

برای این که بخشی از متفاوت بودن و روحیه جنگ‏جویی صفایی فراهانی را درک کنیم، شاید بهتر است وارد دعوای تاریخی صداوسیما و فدراسیون فوتبال در سال 1375 شویم. مرداد ماه سال 75، صداوسیما در آستانه دیدارهای حذفی باشگاه های استقلال و پرسپولیس در «جام باشگاه های آسیا» (نام قدیم لیگ قهرمانان باشگاه های آسیا)، فدراسیون فوتبال ایران را تهدید می کند که در صورت پرداخت نشدن 30 درصد از درآمد تبلیغات محیطی اطراف زمین ورزشگاه های کشور در رقابت های داخلی و بین المللی، رقابت های فوتبال را به صورت زنده پوشش تصویری نخواهد داد.

این اتفاق یک سال بعد (سال 1376) و در بازی دوستانه ایران مقابل ترکمنستان هم رخ داد. صداوسیما دوربین هایش را به ورزشگاه آزادی نبرد و بازی ملی ایران را پوشش تصویری نداد؛ نه به صورت مستقیم، نه ضبط شده.

صفایی فراهانی مقابل جریانی قرار گرفت که نه تنها برای پر کردن کنداکتورهای خود هزینه ای به فوتبال نمی داد که از فدراسیون و درآمد محدودش هم مبالغی مطالبه می کرد. سنت شکنی صفایی فراهانی با بردن طرح خود به مجلس در سال 1379 و تصویب آن، دعوای فدراسیون فوتبال و صداوسیما را به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشید.

صفایی فراهانی سال 80 در گفت و گو با روزنامه خبرورزشی گفت: «آقایان رفتند با صداوسیما معامله کردند، بعد آمدند در فدراسیون و هیات رییسه طرح حق پخش تلویزیونی را لغو کردند.»

اشاره صفایی فراهانی از «آقایان»، مدیران وقت باشگاه های استقلال و پرسپولیس بود. «حسین کفعمی»، مدیرعامل وقت باشگاه «ذوب آهن» اصفهان و «سعید فائقی»، معاون اول وقت سازمان تربیت بدنی هم سال 81 نمونه همین اتهام را متوجه «علی فتح الله زاده» و «علی میرزایی» (مدیران وقت دو باشگاه استقلال و پرسپولیس) کردند.

ادامه دارد

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s